تو؛ رفته ای !
تشنگی ام فرو نشست
از تمامی آب های جهان
تو کوثر چشمانت را برده بودی !
گشنگی ام فرو ننشست
از تمامی طعام های جهان
تو نان سفید لبخندت را برده بودی !
سرگشتگی ام فرو ننشست
در بطن تمامی راه های جهان
تو خطوط سر انگستانت را برده بودی !
بی توشه
بی راه
در واپسین سراب
به مویه نشستم !
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۱۱/۲۸ ساعت ۱۲:۵۲ ب.ظ توسط شازده کوچولو
|