تشنگی ام فرو نشست

از تمامی آب های جهان

تو کوثر چشمانت را برده بودی !

گشنگی ام فرو ننشست

از تمامی طعام های جهان

تو نان سفید لبخندت را برده بودی !

سرگشتگی ام فرو ننشست

در بطن تمامی راه های جهان

تو خطوط سر انگستانت را برده بودی !

بی توشه

بی راه

در واپسین سراب

به مویه نشستم !